نشاسته با فرمول شيميايي C6(H2O)5}n} به لحاظ ساختاری یک ترکیب خوشهای از پلیمرهای خطی است كه توسط آنزيم آميلاز به دو واحد گلوكز تبديل ميگردد. نشاسته در آب سرد و الكل غيــر قابل حل بوده و حالت سوسپــانسيون به خود گرفته ولی در آب گرم ۷۰ درجه سانتيــگراد متورم شده و دانههاي آن تركيده و حالت ژلهاي و چسبنده ايجاد ميگردد

در گیاهان، نشاسته در اندام سلولی ویژهاي به نام آميلوپلاست ذخیره میگردد. دانه نشاسته از دو زنجيره اصلي و شاخههاي فرعي تشكيل شده است. به زنجيره اصلي آن آميلوز ميگويند كه در آب، محلول بوده و ۲۰ درصد از ساختمان شيميايي نشاسته را تشكيل ميدهد. شاخههاي فرعي آن آميلوپكتين نام دارد كه در آب، نامحلول بوده و ۸۰ درصد ساختمان شيميائي آن را تشكيل ميدهد. مُعرف رنگي دانههاي نشاسته لوگل بوده كه آنرا به رنگ آبي تا بنفش در ميآورد. نكته قابل توجه آنكه يد موجود در معرف لوگل با زنجيره اصلي آميلوز تركيب ميشود
در طول فرآيند فتوسنتز، دانه نشاسته (Starch grain) در روز توليد شده و درصد آن در برگها بالا ميرود و بالعكس در شب به مصرف گياه ميرسد و اضافات آن در آميوپلاست ذخيره ميگردد. دانههاي نشاسته در پلاستها بر حجمشان افزوده شده به اندازهاي كه غشاي پلاست را پاره ميكند و در اغلب گونهها طبقات متحدالمركز در اطراف يك نقطه به نام ناف بوجود ميآورد كه علت آن اختلاف در ميزان جذب آب لايههاي مختلف ميباشد
براي مشاهده دانه نشاسته در اين آزمايشگاه، از سيب زميني و پودرهاي تهيه شده از بذرهاي لوبيا، گندم، ذرت و برنج استفاده شد. در مورد سيبزميني به دو صورت ميتوان دانههاي تخممرغي شكل نشاسته را در زير ميكروسكوپ مشاهده كرد. در حالت اول به كمك تيغ بُرش، چند بار بر سطح سيبزميني بكشيد. شيرابه حاصل از آن را بر روي لام قرار داده و سپس يك قطره لوگل به آن بيفزائيد. سپس لامل را بر روي نمونه قرار داده و در نهايت آن را در زير ميكروسكوپ مشاهده كنيد. دانههاي نشاسته در سيبزميني به اين شكل خواهند بود
در حالت دوم به كمك تيغ بُرش يك لايهي بسيار نازك از سيبزميني جدا كنيد (تهیه ی یک بُرش طولي)، نمونهي مورد نظر را بر روي لام قرار داده و سپس يك قطره لوگل به آن بيفزائيد. بعد از قرار دادن لامل و مشاهدهي نمونهي مورد نظر در زير ميكروسكوپ، ميتوانيد سلولهاي اختصاصي ذخيرهكنندهي نشاسته (آميلوپلاست) را كه مملو از دانههاي نشاسته است به صورت اين شكل ببينيد
براي ديدن دانه نشاسته در نمونههاي بعدي كه بذر پودر شدهي آنها در آزمايشگاه موجود ميباشد، فقط كافيست قدري از پودر تهيه شدهي هر كدام از موارد فوقالذكر را بر روي لام قرار داده و سپس با افزودن يه قطره لوگل نمونه را جهت مشاهده آماده نمود. براي ديدن تصاوير بدست آمده بر روي گندم، ذرت، برنج و لوبيا كليك كنيد
يكي از دوستان در مورد مشخصات درخت توت جهت ساخت سازهاي ايراني سؤال پرسيده است. براي جواب به اين سؤال، مطالعه موارد لينك شده توصيه ميشود
تار، سه تار، تنبور و اکثر سازهاي ايراني را از چوب درختان مختلف ميتوان ساخت. اما مناسبترين آنها چوب درخت توت است که آن هم انواع مختلفي دارد: توت سياه (شاتوت)، توت سفيد و توت نرک، که توت سياه از همه مناسبتر است. دلايل فراواني براي استفاده از اين چوب هست از جمله:
۱- صدا دهي مطلوب
۲- رگههاي بسيار زيبا به خصوص اگر صحيح بُرش داده شوند
۳- مقاوم بودن در مقابل آفات
خوندن اين پُست از وبلاگ درختشناسي، اطلاعات جامعي در مورد توت سفيد بهتون ميده. در مورد توت سياه هم اين مطلب رو حتماً بخونين
اما در مورد مشخصات يكي دو تا از سازهاي ايراني و چوبي كه براي ساخت هر كدوم از اونا استفاده ميشه، ميتونين به ساخت دو تار، سه تار و كمانچه مراجعه كنيد
البته مطالب بيشتري در اينترنت هست كه اگه حوصله داشته باشين خودتون هم ميتونين اطلاعات جامعتري پيدا كنين. مثلاً توي اين وبلاگ هم ميتونين از ديدگاه ساز شناسي به مطالعهي سه تار بپردازين
هرگاه دو محلول آبی با غلظتهای متفاوت، به کمک یک پرده نیمه تراوا از هم جدا شوند، پدیده اسمز رخ میدهد و آب از محیط رقیق به غلیظ انتشار مییابد. حال در نظر بگیرید که غشاء هر سلول، پردهای نیمه تراوا محسوب میشود. چرا که آب را از خود عبور میدهد، ولی خیلی از ذرات موجود در آب از آن عبور نمیکنند. از سوی دیگر، سیتوپلاسم هر سلول، یک محیط آبی نسبتاً غلیظ است. به این ترتیب، اگر سلول در محیطی غلیظتر یا رقیقتر از سیتوپلاسم خود قرار گیرد شرایط پدیده اسمز برقرار است و آب از محیط رقیق به غلیظ خواهد رفت

اگر سلول در محیط رقیقتر از سیتوپلاسم خود قرار گرفته باشد، فشار اسمزی سیتوپلاسم از محیط بیشتر است و در نتیجه مقدار آبی كه به سلول وارد میشود بیشتر از مقداری است که از آن خارج میشود. در این حالت میگوئیم سلول دچار «تورژسانس» شده است ( مشاهدهي تصاوير ۱ و ۲ )
این پدیده که به آن آبگیری یا آماس نیز میگوئیم، میتواند منجر به پاره شدن غشاء و ترکیدن سلول شود. سلولهای مختلف برای مقابله با آن، از روشهای مختلفی استفاده میکنند. این پدیده (تورژسانس) مشکل بزرگی برای تک سلولیهای آب شیرین محسوب میشود. دقت کنید که این جانداران در محیط بسیار رقیق زندگی میکنند و در نتیجه، اختلاف غلظت درون و بیرون غشاء آنها زیاد است. دو روش معمول مقابله این جانداران با مشکل تورژسانس، داشتن دیواره و واکوئل ضرباندار است
سلولهای دارای دیواره، بر اثر تورژسانس صدمه نمیبینند. در این سلولها، با وارد شدن آب به سلول، غشاء متورم شده و به دیواره میچسبد. در این حالت، غشاء نیرویی به دیواره وارد میکند و بر اثر مقاومت دیواره، نیروی عکسالعملی نیز از طرف دیواره به غشاء وارد میشود که آنرا «فشار دیوارهای» مینامند. فشار دیوارهای موجب میشود ورود و خروج آب به سلول با هم برابر شوند و در نتیجه، غشاء سلول سالم میماند. این پدیده که در سلولهای گیاهی هم رخ میدهد، عامل شادابی و استوار ماندن اندامهای فاقد بافت استحکامی (مانند برگها) در گیاهان میشود
روش دوم مقابله با تورژسانس، استفاده از واکوئل ضرباندار است. این اندامک، با خارج کردن آب اضافی سلول، مانع ترکیدن آن میشود و در تک سلولیهای بدون دیواره آب شیرین مانند اوگلنا وجود دارد
حال در نظر بگيريد سلول در محیطی غلیظتر از سیتوپلاسم خود قرار گرفته است. در این شرایط، فشار اسمزی محیط از سلول بیشتر بوده و در نتیجه محیط از سلول آب میگیرد. به این پدیده «پلاسمولیز» میگويند (مشاهده تصاوير ۱ و ۲ )
جالب است که در طول تکامل، راههای مؤثری برای مقابله با پلاسمولیز در سلولها ایجاد نشده است. احتمالاً این مسأله به دلیل آنست که شانس چنین پدیدهای بسیار کم بوده، یعنی با توجه به غلظت نسبتاً بالای محیط درون سلول، شانس کمی وجود دارد که سلولی در شرایط پلاسمولیز قرار گیرد و به همین دلیل بر خلاف پدیده تورژسانس که در بالا به شایعترین راههای مقابله با آن اشاره شد سلولها نمیتوانند به طور مؤثری در برابر پلاسمولیز از خود دفاع کنند
جالب است بدانید مکانیسم باکتری کُشی نمک به این مطلب بستگی دارد. در زمانهای قدیم، از نمک برای حفظ مواد غذایی در برابر فساد استفاده میشده است. تأثیر نمک، غلیظ کردن محیط است که باعث میشود سلولهاي باکتری آب از دست داده و در نتیجه از بین بروند
* اگر سلول داخل محلولي باشد با يك غلظت، تبادلي صورت نميگيرد. چون غلظت آب در هر دو يكسان است. اصطلاحاً اين محيط را محيط ايزوتونيك گويند. محلولي را كه غلظت آب در آن بيشتر است محيط هيپوتونيك و ديگري را كه غلظت آب كمتري دارد محيط هيپرتونيك گويند
سلول، واحد ساختاري مشترك در تمام موجودات زنده است كه عنصري مستقل، كوچك و داراي اندازههاي ميكروسكوپي است. محتويات سلولي مجموعهاي از اجزاء و سازوارههايي با ساختاري بسيار پيچيده و تركيبات خاص ميباشد. تمام ظواهر و پديدههاي حياتي و واكنشهاي موجود، ناشي از فعاليت همين محتويات خاص سيال گونه (پروتوپلاسم) درون سلولي است. همه سلولها حاصل از يك سلول اوليهاند. سلولهاي گياهي نسبت به سلولهاي جانوري داراي اشكال متنوعترند. سلولهاي گياهي داراي اشكال چند ضلعي با اقطاري مساوي و منظم و يا كشيده هستند و علاوه بر آن سلولهاي گياهي محصور در غشاء شكل دهنده (اسكلتي) نسبتاً سخت، محكم و مقاومند كه گاه نازك و گاهي نيز ضخيم است
سادهترين راه مشاهده سلول گياهي، مطالعه سلولهاي اپيدرم فلس پياز (Allium cepa) است. اپيدرم فلس پياز در زير ميكروسكوپ به صورت سلولهاي چند وجهي كشيدهاي است كه بطور منظم كنار هم قرار داشته و به هم چسبيدهاند. در هسته (Nucleus) معمولاً يك يا دو هستك (Nucleole) ديده ميشود. علاوه بر هسته در داخل سلولها واكوئل (Vacuole) يا حفرههاي سيتوپلاسمي نيز وجود دارد كه در ابتدا كوچك و پراكندهاند كه با رشد سلول به هم ملحق شده، حفرهي واحد و بزرگي را تشكيل ميدهند. در سلولهاي پير و مسن كه واكوئلها قسمت اعظم فضاي دروني آنها را فرا ميگيرند هسته به گوشهايي رانده شده، ساير محتويات سلول به صورت ورقهايي نازك در اطراف واكوئل مركزي و چسبيده به غشاء باقي ميماند

* براي مشاهدهي سلولهاي واقعي پياز با عدسيهای شيئي 20x و 40x به ترتيب شكل ۱ و ۲ را كليك كنيد
بعد از تهيه بُرشهاي نازك و ظريف، نوبت به رنگآميزي آنها ميرسد. رنگآميزي به دو صورت امكانپذير است: ۱- رنگآميزي منفرد يا ساده، ۲- رنگآميزي مضاعف
در رنگآميزي ساده معموماً از يك معرف رنگي و در رنگآميزي مضاعف از دو و يا چند معرف رنگي استفاده ميگردد (در اكثر اوقات، از لوگول كه معرف نشاسته ميباشد در رنگآميزي ساده استفاده ميشود)
مراحل رنگآميزي مضاعف:
۱- قرار دادن بُرشهاي تهيه شده در آب ژاول ۲۰ درصد به مدت ۱۵ الي ۲۰ دقيقه، بسته به نوع بافت از لحاظ نرم بودن و يا خشبي بودن آن، جهت بيرنگ شدن بافتهاي گياهي
۲- شستشوي نمونهها با آب مقطر (ترجيحاً عمل شستشو را در اين مرحله دو بار انجام دهيد. چرا كه در صورت باقي ماندن آب ژاول در بافت گياهي، ماندگاري آن كم خواهد شد)
۳- قرار دادن نمونهها در اسيد استيك ۱۰ درصد به مدت ۲ دقيقه به منظور تركيب با آب ژاول باقيمانده در بافت گياهي (اگر بافت گياهي به مدت طولاني در اسيد استيك بماند متلاشي خواهد شد)
۴- قرار دادن بافت گياهي در متيلن آبي به مدت ۵ الي ۱۰ ثانيه (اولين مرحلهي رنگآميزي)
۵- شستشوي نمونهها با آب مقطر
۶- قرار دادن نمونهها در الكل اتانول ۷۰ درصد به مدت ۳ الي ۵ دقيقه به منظور شسته شدن رنگ اضافي متيلن آبي (به منظور حفظ رنگ آبي در بافتهاي چوبي و ليگنيني)
۷- شستشوي نمونهها با آب مقطر
۸- قرار دادن نمونهها در محلول كارمن زاجي جهت رنگ آميزي بافتهاي زنده و عموماً سلولزي به مدت ۱۰ الي ۱۵ دقيقه
۹- شستشوي نمونهها با آب مقطر
* بعد از اين مرحله، با قرار دادن نمونه بر روي لام و سپس پوشاندن آن توسط لامل، نمونهي مورد نظر آمادهي مشاهده و بررسي در زير ميكروسكوپ ميباشد
** در صورت تمايل به نگهداري نمونه، ميتوان بعد از مراحل رنگآميزي با افزودن يك قطره گليسيرين به نمونه، آن را جهت فيكس نمودن آماده كرد. سپس دور لامل مورد نظر را با لاك ناخن بيرنگ (جهت عدم نفوذ هوا، گرد و غبار و ساير مواد ديگر) پوشاند. اصولاً براي ماندگاري بيشتر نمونه، از يك قطره چسب كانادا بالزام استفاده ميشود. البته بدليل گران بودن، در اكثر موارد از اين گزينه صرف نظر خواهد شد
در ابتدا، اندام گياهي مورد نظر را از محيط تهيــه نموده و سپس در صورت نيــاز به شستشو، آنــرا با آب معمولي بشوئيد. سپس با تيغ معمولي اقدام به تهيه برشهايي با ضخامت بسيار نازك نمائيد
جهت تهيهي نمونههاي گياهي، رعايت موارد ذيل پيشنهاد ميگردد:
۱- جهت حركت تيغ به هنگام بُرش بايد عمود بر اندام گياهي مورد نظر باشد
۲- حركت دست، حالت رفت و برگشتي نداشته باشد
۳- حركت دست سريع باشد
۴- با يك دست نمونه را بر روي تخته كار يا شيشهي ساعتي دمر، ثابت نگه داشته و با دست ديگر تيغ را از روي اندام عبور دهيد
۵- بُرشهاي تهيه شده بايد يك لايه سلولي باشد. در غير اين صورت به هنگام بررسي در زير ميكروسكوپ، توده سلولي خواهيد ديد كه مناسب بررسي و مطالعه نميباشد
۶- بُرشهاي تهيه شده را سريعاً به شيشه ساعتي محتوي آب مقطر انتقال داده چرا كه در هواي آزاد سريعاً خشك ميشوند
۷- هر بار حداقل ۵ تا ۱۰ بُرش گياهي تهيه كنيد. چرا كه ممكن است بُرشهاي تهيه شده يا ضخيم بوده و يا اينكه در اثر حركت نامناسب تيغ، بافت مورد نظر له و پاره گردند. گاهي هم اتفاق ميافتد كه نمونهي مورد نظر در مراحل رنگآميزي از بين ميرود. تعداد بيشتر نمونه براي بالا بردن ضريب اطمينان كاري است
* براي تهيهي نمونههاي گياهي با ضخامت بسيار نازك از دستگاهي به نام ميكروتوم استفاده ميشود. مطالعهي اين پُست براي مراحل تهيه نمونه به كمك ميكروتوم توصيه ميشود
** جهت مشاهدهي تصويري مراحل تهيهي نمونه به كمك تيغ برش، اينجا را كليك كنيد
ميكروسكوپ نوري (Light Microscope) با قدرت تفكيك ۲۴ صدم میکرون، داراي دو جزء نوري و مكانيكي است:
۱- اجزاء نوري ميكروسكوپ عبارتند از: منبع تغذيه نور و قطعات مرتبط با آن از قبيل لامپ با ولتاژ ۲۰ وات، فيلتر تصحيح نور و كندانسور
كندانسور خود شامل: فيلتر رنگي (تصحيح نور)، ديافراگم (جهت تنظيم حجم نور)، دو عدد عدسي محدب، پيچ نگهدارنده كندانسور و پيچ تنظيم ديافراگم
۲- اجزاء مكانيكي ميكروسكوپ شامل:
- پايه (Base): كليه قطعات ميكروسكوپ بر روي پايه مستقر ميباشد. در برخي از مدلهاي ميكروسكوپ نوري؛ منبع نور، فيوز و كابل برق بر روي پايه تعبيه ميگردند
- دسته (Handle): جهت حمل و نقل ميكروسكوپ استفاده ميشود (به هنگام جابجائي ميكروسكوپ آن را روي ميز كار نكشيد)
- لوله ميكروسكوپ (Barrel): مشتمل بر عدسي چشمي (Ocular lens) و عدسي شيئي (Objective lens) كه با بزرگنمائيهاي مختلف طراحي ميشوند
- صفحه گردان يا متحرك (Revolver): عدسيهاي شيئي بر روي اين صفحه قرار ميگيرند و با چرخاندن آن موقعيت عدسيهاي شيئي تغيير ميكند (لازم به ذكر است كه صفحه گردان را بايد در جهت ساعتگرد چرخاند)
- پيچ تنظيم سريع (Macrometrique): اين پيچ بر روي دسته تعبيه شده و باعث ميگردد كه صفحه پلاتين با سرعت بيشتري در جهت عمودي جابجا شود
- پيچ تنظيم آهسته (Micrometrique): اين پيچ بر روي پيچ تنظيم سريع قرار داد و صفحه پلاتين را در جهت عمودي و در حد ميكرون جابجا ميكند
- صفحه پلاتين (Platine plate): صفحهاي است كه نمونه مورد نظر روي آن قرار ميگيرد و در جهت طول و عرض داراي دو خط كش مدرج ميباشد كه جهت ثبت و يادداشت مكان يك نمونه خاص بكار ميرود
- پيچ طول و عرض: اين پيچ زير صفحه پلاتين قرار دارد كه آن را در جهت طول و عرض جابجا ميكند

* اجزاء مختلف میکروسکوپ نوری (تک چشمی)
زمان ارائهي كنفرانس كلاسي دانشجويان رشتهي زيستشناسي (گرايش ميكروبيولوژي) به قرار ذيل ميباشد:
تعداد گروه: ۹ (هر گروه شامل ۵ يا ۶ عضو)
تاريخ اولين كنفرانس: ۱۷ اسفند ماه ۸۸ ؛ تاريخ آخرين كنفرانس: ۱۷خرداد ماه ۸۹
گروه اول: ۱۷ اسفند ۸۸ (۵۱ تا ۷۰)
گروه دوم: ۲۳ فروردين ۸۹ (۷۱ تا ۹۲)
گروه سوم: ۳۰ فروردين ۸۹ (۹۳ تا ۱۱۲)
گروه چهارم: ۶ ارديبهشت ۸۹ (۱۱۸ تا ۱۳۹)
گروه پنجم: ۱۳ ارديبهشت ۸۹ (۱۳۷ تا ۱۶۲)
گروه ششم: ۲۰ ارديبهشت ۸۹ (۱۶۳تا ۱۸۴)
گروه هفتم: ۳ خرداد ۸۹ (۱۸۸ تا ۲۰۷)
گروه هشتم: ۱۰ خرداد ۸۹ (۲۱۲ تا ۲۳۱)
گروه نهم: ۱۷ خرداد ۸۹ (۲۳۲ تا ۲۵۷)
* امتحان ميان ترم (۵ نمره، تستي-تشريحي و تا پايان فصل سوم كتاب) در مورخهي جمعه ۱۷ ارديبشهت ۸۹ برگذار خواهد شد. لازم به ذكر است كه امتحان ميان ترم حذفي بوده و براي پايان ترم از فصل چهارم به بعد سؤال خواهد آمد (كلاس و ساعت امتحان متعاقباً اعلام خواهد شد)
** براي مشاهدهي گروهها به ادامهي مطلب مراجعه كنيد
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.
